مقدمه
در ایران باستان هنگام برآمدن و فرو رفتن خورشید گروهی به نواختن طبل و كوس و كرنا می پرداختند. در اوستا بخش یسناها آمده كه پزشكان بیماران خود را با موسیقی ایرانی درمان می كردند.
در آن دوران سه نوع موسیقی آئینی (دینی)، بزمی و رزمی مرسوم بوده است، همچنین در جشن های طبیعت و روزهای تاریخی و ملی نواها و موسیقی ایرانی ویژه ای اجرا می شد. در دوران هخامنشیان سرودها و ترانه هایی به نام هوره در جنگ ها و جشن ها اجرا می كردند كه امروزه در ایلام و سرزمین های غرب ایران با همین نام رایج است.
در دوران ساسانیان به ویژه بهرام گور و خسرو پرویز موسیقیدان هایی زیرنظر وزیر دربار «خرم باش» كار می كردند. در جشن های بزرگ، این نوازندگان و خنیاگران نواها و آهنگ های گوناگون اجرا می كردند. در شاهنامه آمده بهرام گور تعداد ده هزار لوری (خنیاگر) از هند برای شادی و پایكوبی مردم به ایران آورد.
نبد هیچ مانند بهرام گور
به داد و بزرگی و فرهنگ و زور
مشهورترین موسیقیدان های این دوران باربد، سركش، رامتین، بامشاد، آفرین و نكیسای چنگ نواز بودند. باربد برای هر روز هفته نوایی ساخت كه به هفت خسروانی معروف است. همچنین برای هر روز ماه سی لحن یا سی دستان و برای ۳۶۰ روز سال غیر از پنجه دزدیده، ۳۶۰ آهنگ یا ۳۶۰ دستان را ساخت. آهنگ جامه دران كه در ردیف موسیقی ایرانی است از ساخته های نكیسا است كه با چنگ نواخته است.
دستان دیگری به نام دستگاه راست است كه باربد آن را ساخت و امروز جز دستگاه های هفتگانه موسیقی ایرانی است، همچنین باید به آهنگ ها و دستان نوروز بزرگ، آرایش خورشید، ماه بركوهان (ماه بالای كوهسار)، كین ایرج، سوگ سیاوش و گنج باد، گنج كاووس، تخت تاقدیس، فرخ روز، سوگ شیدیز و باغ شیرین اشاره كرد.
موسیقی ایرانی دارای هفت دستگاه به نام شور، ماهور، نوا، همایون، سه گاه، چهارگاه و راست پنجگاه است و آوازهای ایرانی دارای سه بخش: دستگاه، نغمه و گوشه است.
در ایران بعد از اسلام با اینكه موسیقی در اسلام نهی شده بود، با این حال دانشمندان اسلامی و موسیقیدانان بزرگ ایرانی درباره هنر موسیقی كتاب ها و نگارش هایی دارند.
هوره
هوره از قديمي ترين وباستاني ترين آواز ايراني است كه از ريتم آزاد پيروي مي كند وبه صورت تحرير شكسته از حنجره ي هوره خوان بيرون مي آيد وبا سوزي دروني با اشعار كردي همراه است.
خواستگاه وبن مايه ي اين آواز باستاني بايد در اعتقادات وباورهاي ديني قبل از اسلام جستجو كرد .
«هوره»بخش مهمي از فرهنگ يك قوم را با خود حمل مي كند وحامل پيام ها ،روايت ها وسخناني است كه در سكوتِ زبانها به فرياد در آمده است . با دقت در لحن هوره ومعاني ابيات ،زواياي تاريك وروشن گذشته ي يك قوم را مي توان مشاهده كرد .مردم عشاير به دليل شرايط خاص زندگي خود از ميراث داران وحفظ كنندگان سنتها هستند .وگروهي از محققان ادبيات عاميانه ،معتقد ند كه قديمي ترين اجرا كنندگان وسازندگا ن ترانه هاي عاميانه ،مردمان جوامع عشايري وچوپانان بو ده اند كه در هنگام چراندن گله در مراتع وكوهپايه ها ي سر سبز از سر ذوق يا دلتنگي بدان پرداخته اند . نا گفته نماند هنر هوره ، محمل وظرفي براي حفظ و نگهداري اشعار عاميانه بوده وابيات زيباو دلنشين از نسلي به نسل ديگر انتقال داده وحفظ كرده است ويكي از عوامل زنده نگهدارنده ي زبانها وگويشهاي محلي بوده است .
ريشه يابي واژه «هوره»
هوره يكي از مزامير باستاني در ستايش «اهورا مزدا »بوده است و«اهوره» پاره نخست اهورا مزدا است كه در بسياري از جاهاي اوستا به تنهايي به كار رفته است . اي اهوره! زندگاني نو وسر شار از (اشه) و راستي را به ما ارزاني دار گاهان هات 34بند 15 «اهوره» در اوستابه معني بزرگ و سرور ،به عنوان صفتي براي ايزدان مهر واپام نپات هم به كار رفته ودر گاهان و اوستاي نو به معني فرمانروا وسالار وبزرگ در مورد آدميان نيز آمده است ودر گزارش زبان پهلوي ،آن را به «خوتاي»(خداي)برگردانده اند . «مزدا»كه به اهوره افزوده شده ،به معني هوشيار ودانا وآگاه است ودر گزارش پهلوي ، آن را به«داناك»(دانا) بر گردانده اند . در سنسكريت (مذٍاس) (برابر مزداي ايراني )به معني دانش وهوش است (1). ملك الشعراءبهار در باره ي گاث هاي اوستا مي گويد :«گاث ها سرودهايي به شعر هجايي در ستايش اورمزد وساير خدايان آريايي(امشاسپندان )است كه با لحني مخصوص وبا صداي بلند وآهنگين خوانده شده است . لغت «گاث» در پهلوي «گاس»ودر زبان فارسي بعد از اسلام «گاه»شد زيرا اغلب« سين»هاي زبان پهلوي در فارسي بعد از اسلام به «ها»تبديل شد. وگاه همانطور كه در پهلوي هم به معني آهنگ وسخن موزون وهم به معني تختگاه وهم به معني دفعه اي از زمان است ،در فارسي هم به همان معاني مورد استعمال واقع شده است واز مواردي كه در معني آهنگ وشعر استعمال شده است ،لغات دو گاه ، سه گاه، چهار گاه، پنج گاه، كه آهنگهاي است از موسيقي وهنوز در نزد ارباب اين فن مستعمل است واين واژه در زبان عربي داخل شده وبه كلمهء «مقام »ترجمه شده است .(2) فريدون جنيدي در كتاب زمينه ي شناخت موسيقي مي نويسد:«هوره از نواهاي باستاني مردم كرد است . و باربد و نكيسا براي خسرو شيرين «هوره »مي خواندند . باربدكه در برخي كتابها نام او را بهلبد ،فهلبد نيز آمده بنا به برخي روايات كرد بوده است . باربد براي هر روز از هفته نوايي اختراع كرده بود كه به نام نواهاي خسرواني يا طريق الملوكيه مشهور است .ونيز براي هر روز از روزهاي ماه لحن مخصوصي ساخته كه به سي لحن باربد معروف است . ونيز سيصد وشصت نوا براي هر روز از سال تركيب كرده است .(3) (ايرانيان خمسه ي مسترقه را جزء سال به حساب نياورده اند .)نگارنده ي اين سطور بر اين گمان است كه استعمال تركيب كنايي «بارو بت » از واژهي «بار بد»گرفته شده است كه صامت «د» به «ت »تبديل شده است . در زبان كردي كلهري ،هنگامي كه شخصي از موضوعات مختلف وفراوان حرف مي زند ومخاطب متوجه نمي شود به متكلم مي گويند :فلاني «بارو بت » مي گويد. حشمت الله طبيبي مي نويسد«نمونه هاي زيادي از الحان و آهنگهاي موسيقي اصيل وسنتي ايران باستان در بين ايلات وعشاير غرب ايران به ويژه نزد تنبور نوازان اهل حق يافت مي شود كه نه به نام الحان باربدي بلكه به نام قائم يا« مقام» «طرز» « هوره» « سياچمانه» وبيت ناميده مي شود »(4)بعضي از مقامها ي هوره عبارتند از : دودنگي ، سارو خاني ، سحري ، خان اميري ، سوارانه، قطار، غريبي چر ، قا چاقچي چر ، هجراني، طرز رستم ، هي لاوه ،پاوه موري و…….گونه ديگر هوره ،مويه يا مور است كه در شيون ومراسم سوگواري افراد ،بيشتر به وسيله زنان ودر بعضي نقاط توسط مردان خوانده مي شود .دور نمايه وموضوعات هوره مختلف است از جمله: وصف طبيعت ، عشق وعاشقي ، وصف معشوق ، وصف جنگها ، مردان جنگي ، كوچ كرد مالان ، وشرح هجران فراق،و……….
نمونه ابيات هوره
الف:وصف عشق وعاشقي
وه زولف سيه كردي پاوه نم چمان ئه سير چاي ده ماونم(با زلف سياه مرا پايبند عشق خود كردي ،مثل اينكه اسير چاه دماوند هستم)
له دوره وهاتي وتم يه ياره گلاره م كوو ر بوود يه خوو ريواره (از دور كه امدي تصور كردم كه اين همان دوستم است ،چشمم كور شود ،اينكهرهگذر است)
ب:وصف معشوق
من دوسگ ته وام گياني گياني به ود دم ته نگ ورزولف شور كرماشاني به ود
(من دوستي مي خواهم كه خيلي صميمي باشد با دهاني غنچه اي تنگ و گيسواني
دراز،اهل كرمانشاه باشد)
ج:وصف كوچ كردن ايل
كووچ كورده مال دايه م ها له ره و نازاران كشن ناره حه تي خه و (خانواده هاي كرد هميشه درحال كوچ هستند و نازنينان دائماً ناراحتي كم خوابي مي كشند )
كوتي لي باركه يد،كوتي ها له ره ي كوتي ها له،فكركش«گول وه ني »
(عده اي كوچ مي كنند و عده اي درراهند و عده اي هم در فكر بستن سربند و آرايش خود هستند.)
د:وصف طبيعت
په ل په ل دره ختان،بي وا و بي واران سه وز مه كه ي له بان شيشه مه غاران (درختان پرشاخه و برگ بدون باد و باران روي تخته سنگها سبز مي شوند )
وه هار وو نغمه ره نگاره نگه و هه رمه لي سازه ي گرت وه چه نگه و
(بهار با نغمه هاي رنگارنگش آمدو هر پرنده اي با نغمه خواني خود انگارسازي به دست گرفته است)
ه:وصف جنگ و مردان جنگي
ته قه ي ديول تيه ي ،له تره كه بانان نيه زانم جه نگه يا ئوردي خانان (ازدشتهاي زيبا صداي طبل مي آيد نمي دانم جنگ رخ داده يا لشكركشي ايلخان است)
له چه قه ي چه خماق ده س «عه باس خان » چمان خوه ر چه رخي له روئاسمان (از صداي جرقه ي چخماق دست عباس خان (تفنگ چخماق )وشعله هاي تفنگ ،انگار خورشيد در ميان آسمان مي چرخيد)
هه رله «مه يوانه »تا وه« جا فانه » ئه كبه ر خسيه لش چو قه ساو خانه
(از كوه «مه يوانه » تا «جافانه» (نام محل هايي در نزديكي شهر گيلان غرب ) اكبر جنازه هاي دشمن را مانند احشام كشتار شده در داخل كشتارگاه به زمين انداخته است )
(برگرفته از وبلاگ موسیقی باستان توسط طنین )