روش های صوری و پویا در زبانشناسی

این دو اصطلاح را نایدا (1964) در چارچوب ترجمه انجیل به کار برده است. در روش پویا ترجمه همان تأثیری را در خواننده ایجاد می کند که متن اصلی در مخاطب آن ایجاد کرده است. برای این کار مترجم از واژه های فرهنگی نامأنوس پرهیز می کند، اطلاعات نهفته در متن اصلی را به لفظ در می آورد، حشو را افزایش می دهد و در مجموع زبانی روان و طبیعی برای ترجمه بر می گزیند. برای مثال نایدا عبارت "بره خداوند" را به زبان اسکیمو به عبارت "سگ آبی خداوند" ترجمه کرد، زیرا در فرهنگ اسکیمو بره وجود ندارد. نایدا این روش را در ترجمه انجبل به کار برده است زیرا در ترجمه انجیل هدف فقط ارائه اطلاعات به خواننده نیست بلکه ایجاد واکنش در او نسبت به پیام خداوند نیز می باشد. با این حال این روش در ترجمه دیگر انواع متون نیز کاربرد دارد. شاید بتوان گفت این روش سرآغاز نظریه های جدیدی است که در آنها به خواننده، نوع متن و فرهنگ مخاطب لااقل به اندازه متن اصلی توجه می شود. در روش صوری مترجم هم به صورت عبارت اصلی و هم به محتوای آن توجه می کند و ویژگی های صوری متن اصلی را به زبان مقصد منتقل می کند. مترجم تلاش نمی کند متن را بر اساس اقتضائات زبانی زبان مقصد بنویسد، بلکه بدون هیچ خلاقیتی و تا آنجا که زبان مقصد غیر عادی جلوه نکند ترتیب کلمات نویسنده به طور کلی انشای عبارات و علایم سجاوندی متن و تقطیع پاراگرافها را عیناً در ترجمه حفظ می کند. در این ترجمه جملات اگر چه از نظر دستوری درست هستند اما از نظر سبک انسجام ندارند. این روش اگر چه محدودیت هایی دارد، اما بهترین روش یرای ترجمه بعضی متون به حساب می آید، مخصوصاً متون مذهبی و متونی که مترجم مایل نیست در شیوه بیان نویسنده تغییری بدهد.

نمود (یا جنبه) Aspect

نمود (یا جنبه) Aspect

برجسته کردن مرحله ای از حادثه که فعل به آن دلالت دارد. جنبه دو گونه تظاهر دارد: یا واژگانی‌است      (Lexical) است، و یا دستوری (Grammatical). برای مثال در افعالی مانند باران گرفت- در مقابل باران آمد، نمود Aspect)) تظاهر واژگانی دارد. در باران گرفت فعل گرفتن نشان گر آغاز عمل است، اما هیچ گونه عنصر دستوری معرف نمود نمی باشد، و در معنای واژگانی آن تجلی می یابد.

 

1.                          نمود واژگانی (Lexical Aspect) نمود واژگانی مربوط به معنای ذاتی فعل می شود. در فعل باران گرفت نمود در معنای فعل وجود دارد. یعنی این مولفه معنایی است، که نمود را می رساند.

در فارسی برای ساختن فعل مرکب از فعل ساده استفاده می شود. در زبان ها افعال سنگین(heavy Verb) مستقل به کار می روند؛ در ساخت فعل مرکب ما این افعال سنگین را تبدیل به افعال سبک می کنیم، و آنگاه آن ها را برای فعل مرکب به کار می بریم. افعالی مانند: کشیدن(آه کشیدن)، زدن (در زدن)، کردن(کار کردن)، خوردن(فریب خوردن)، داشتن(قصد داشتن) افعال سنگین می باشند، که در ترکیب با عناصر واژگانی فعل مرکب را می سازند، اما جز فعلی دیگر معنای اولیه خود را از دست می دهد( تبدیل به فعل سبک light Verb می شود).

کار این افعال سبک این است، که نحوه تحقق جز غیر فعلی را نشان می دهد. نوع کنش(Aktionsart= اصطلاحی آلمانی برابر mode of Action)

برای مثال اتو زدن(لحظه ای)، اتو کردن(کنش کلی)، اتو کشیدن(دیرش عمل) نحوه تحقق جز غیر فعلی در افعال سبک نمود یافته است.

2.                          نمود دستوری (Grammatical Aspect):در نمود دستوری یک نقش نمای دستوری مفهوم نمود را نشان می دهد. مانند تکواژ گسته be+ (V) + ing

در زبان آموزی، کودکان Aspect را زود تر از tense می آموزند. زبان هایی نیز وجود دارند، که tense Marker ندارند، اما هیچ زبانی یافت نشده است، که وسیله ای برای بیان نمود نداشته باشد.

 

در همین راستا برای اطلاع در خصوص فعل های لحظه ای و تداومی ر.ک. به مقاله زیر:

-          جهان پناه تهرانی، سیمین دخت. " فعل های لحظه ای و تدامی در فارسی امروز"، مجله زبانشناسی، سال 1 ش. 2، پاییز و زمستان 1363.

برای بحث نمود نیز رجوع کنید به کتاب Understanding syntax اثر Maggie Tallerman که در ایران نیز آفست شده است.